شنبه, 30 آبان 1394 ساعت 02:52

نگاهى تاریخى به دعاوى و نسبت‏هاى دروغین مهدویت

اندیشه مهدویت، از زمان پیامبر(ص) و امامان(ع) تاكنون، همواره در جامعه اسلامى راسخ و پویا بوده است. این واقعیت به گونه‏اى در جامعه اسلامى مشهور شده است كه كسى نمى‏ تواند به سادگى منكر آن شود.
متأسفانه این امر در طول تاریخ، دچار آسیب‏هایى، از جمله مدعیان دروغین شده است. همین امر، دستاویزى براى برخى از به اصطلاح روشنفكران وهابى و غیر وهابى شده، تا اصل مهدویت و اعتقاد به مهدى موعود(عج) را زیر سؤال برند.(1) حال این كه این مدعیان با اغراض و انگیزه‏هاى خاصى به وجود آمده ‏اند و طبق اعتقاد امامیه، هیچ كدام مورد قبول نیستند.
در طول تاریخ، مدعیان دروغین فراوان بوده‏ اند؛ كه از مقام نیابت خاصه، تا مهدویت و از آن فراتر، تا مقام الوهیت را براى خویش ادعا كرده‏اند و هر كدام به اندازه دایره تبلیغ خود، مریدانى به دست آورده ‏اند. گرچه ارباب معرفت و تقوا و مؤمنین آگاه، در هر عصرى وجود دارند؛ اما عناصر بى‏ حقیقت و شیادان جاه‏ طلب و دنیاپرست، در طول تاریخ از عقیده و ایمان مردم نسبت به معبود واقعى، رهبران الهى، شؤون دینى و حقایق آسمانى سوء استفاده كرده و خود را به دروغ داراى مناصب معنوى جلوه داده ‏اند و ادعاى كذب نموده ‏اند.
اعتقاد به مهدى، یعنى اعتقاد به شخصى كه زمین پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد مى‏كند. این اعتقاد در روایات نقل شده از شیعه و سنى موجود است. به همین جهت عده‏اى با عوامل و انگیزه‏هاى مختلف، كه به آنها اشاره خواهد شد، در طول تاریخ اسلام، به دروغ ادعاى مهدویت كرده‏اند یا نسبت مهدویت به كسى داده‏اند. اینان در متون اسلامى، به نام متمهدیان یا مدعیان دروغین مهدویت، نامیده شده‏ اند.(2)
از نظر شیعه، مهدى از آل‏ محمد(ص) و از فرزندان امام حسین (ع) یعنى نهمین نسل از اوست و فرزند امام حسن عسكرى (ع)، كه در نیمه شعبان سال 255 ق. به دنیا آمده است؛ او زنده است و ظهور خواهد كرد.
البته خود دعاوى مهدویت، از مسائلى است كه ثابت مى‏ كند داستان مهدویت و ظهور یك مصلح غیبى، از موضوعات مسلمى بوده كه عموم مسلمانان بدان اعتراف داشته‏ اند. از این روست كه عده‏ اى در طول تاریخ خود را به عنوان مهدى موعود معرفى مى‏ كرده‏ اند. این خود از دلایل روشن اصالت مهدویت است؛ چرا كه اگر اصالت نداشت، هرگز تقلبى آن یافت نمى ‏شد؛ چون همواره نسخه تقلبى را مى ‏سازند، تا به جاى نسخه اصل جا بزنند. مثلاً 5000 ریالى یا 10000 ریالى تقلبى وجود دارد؛ ولى هرگز 7000 ریالى تقلبى نبوده؛ چون هر چیزى كه اصالت و واقعیت ندارد، تقلبى آن مفهوم ندارد.(3)

مقدمه

اندیشه مهدویت، از زمان پیامبر(ص) و امامان(ع) تاكنون، همواره در جامعه اسلامى راسخ و پویا بوده است. این واقعیت به گونه‏ اى در جامعه اسلامى مشهور شده است كه كسى نمى‏ تواند به سادگى منكر آن شود.
متأسفانه این امر در طول تاریخ، دچار آسیب‏هایى، از جمله مدعیان دروغین شده است. همین امر، دستاویزى براى برخى از به اصطلاح روشنفكران وهابى و غیر وهابى شده، تا اصل مهدویت و اعتقاد به مهدى موعود(عج) را زیر سؤال برند.(1) حال این كه این مدعیان با اغراض و انگیزه‏ هاى خاصى به وجود آمده ‏اند و طبق اعتقاد امامیه، هیچ كدام مورد قبول نیستند.
در طول تاریخ، مدعیان دروغین فراوان بوده ‏اند؛ كه از مقام نیابت خاصه، تا مهدویت و از آن فراتر، تا مقام الوهیت را براى خویش ادعا كرده ‏اند و هر كدام به اندازه دایره تبلیغ خود، مریدانى به دست آورده‏ اند. گرچه ارباب معرفت و تقوا و مؤمنین آگاه، در هر عصرى وجود دارند؛ اما عناصر بى ‏حقیقت و شیادان جاه ‏طلب و دنیاپرست، در طول تاریخ از عقیده و ایمان مردم نسبت به معبود واقعى، رهبران الهى، شؤون دینى و حقایق آسمانى سوء استفاده كرده و خود را به دروغ داراى مناصب معنوى جلوه داده ‏اند و ادعاى كذب نموده ‏اند.
اعتقاد به مهدى، یعنى اعتقاد به شخصى كه زمین پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد مى‏كند. این اعتقاد در روایات نقل شده از شیعه و سنى موجود است. به همین جهت عده‏اى با عوامل و انگیزه‏هاى مختلف، كه به آنها اشاره خواهد شد، در طول تاریخ اسلام، به دروغ ادعاى مهدویت كرده‏اند یا نسبت مهدویت به كسى داده‏اند. اینان در متون اسلامى، به نام متمهدیان یا مدعیان دروغین مهدویت، نامیده شده ‏اند.(2)
از نظر شیعه، مهدى از آل ‏محمد(ص) و از فرزندان امام حسین(ع) یعنى نهمین نسل از اوست و فرزند امام حسن عسكرى(ع)، كه در نیمه شعبان سال 255 ق. به دنیا آمده است؛ او زنده است و ظهور خواهد كرد.
البته خود دعاوى مهدویت، از مسائلى است كه ثابت مى‏ كند داستان مهدویت و ظهور یك مصلح غیبى، از موضوعات مسلمى بوده كه عموم مسلمانان بدان اعتراف داشته‏ اند. از این روست كه عده‏اى در طول تاریخ خود را به عنوان مهدى موعود معرفى مى‏كرده‏اند. این خود از دلایل روشن اصالت مهدویت است؛ چرا كه اگر اصالت نداشت، هرگز تقلبى آن یافت نمى ‏شد؛ چون همواره نسخه تقلبى را مى ‏سازند، تا به جاى نسخه اصل جا بزنند. مثلاً 5000 ریالى یا 10000 ریالى تقلبى وجود دارد؛ ولى هرگز 7000 ریالى تقلبى نبوده؛ چون هر چیزى كه اصالت و واقعیت ندارد، تقلبى آن مفهوم ندارد.(3)
از این رو باید مدعیان دروغین و نسبت‏هاى دروغى كه به امام زمان یا غیر او داده شده، بیان شود و براى پیشگیرى از فریب خوردن مردم، علاوه بر توصیف حضرت ولى عصر(عج) به اسم و رسم خود و پدرانش و خصوصیات شكل و اندامش، نشانه‏هایى هم براى ظهور آن حضرت ذكر شود؛ تا عده ‏اى با اغراض متفاوت مدعى این امر مهم نشوند.
فریب جلوه سالوسیان مخور، كاین قوم
امیدشان به خدا نه، به سیم و زر بسته است
به رغم داعیه‏داران غیب و كشف و شهود خُمى كه مخزن سِرِّ خداست، سربسته است(4)
هدف نگارنده این پژوهش، اثبات اصالت و حقانیت مهدویت از نگاه امامیه است. بر همین اساس، به معرفى متمهدیان و مدعیان مهدویت مى ‏پردازیم؛ تا ضمن برداشتن گامى مؤثر در راستاى آن هدف، چهره منجى واقعى، كه بشر از روزگاران كهن در انتظار اوست، شناخته شود. آنچه این نوشتار در صدد بیان آن مى‏باشد، چند امر است:
اول: قائم همان مهدى(عج) است.
دوم: او آخرین حلقه از معصومین(ع) است.
سوم: فرزند امام حسن عسكرى(ع) است.
چهارم: خروج او بعد از دو غیبت صغرا و كبرا مى‏باشد.
این مطالب با صراحت در روایات ائمه(ع) پیش از امام صادق(ع) نقل شده است.(5)
پنجم: هیچ یك از نشانه‏هاى ظهور امام مهدى(عج) در زمان حیات افراد مدعى مهدویت رخ نداده است.(6)
ششم: همگى این افراد از دنیا رفته ‏اند.(7)
هفتم: هیچ یك از ایشان در آخرالزمان به سر نبرده‏اند؛ در حالى كه فرا رسیدن آخرالزمان، شرط ظهور امام مهدى(عج) است.(8)
هشتم: هیچ كس ندیده كه آنان زمین را پر از عدل و داد كنند؛ چنان كه از ستم و جور پر شده باشد.(9)

انگیزه‏ هاى مدعیان:

اصولاً اعتقاد به ابر مرد نجات دهنده بشر، عقیده‏ اى دیرین است. ملت‏هاى مظلوم و اقوام ستمدیده، كه توان انتقام‏جویى و تلافى مظالم ستمكاران را نداشتند، در ضمیر ناخود آگاه خود، همواره یك رهاننده و نجات دهنده را مى ‏جستند؛ تا روزى به پاخیزد و ظالمان و بیدادگران را از میان بردارد و جهان را پر از عدل و داد كند.
هر قوم و ملتى كه بیشتر تحت فشار ظلم و ستم قرار گیرد، عقیده به مهدى و نجات دهنده در وى راسختر مى‏گردد.
كسانى كه با این انگیزه ادعاى مهدویت نموده ‏اند، شاید قصد سوئى هم نداشته‏ اند؛ بلكه مى‏ خواستند به این وسیله از ستمكاران انتقام گیرند و اوضاع ملت خویش را اصلاح نمایند.
مشكل این گروه این است كه صبر و تحمل ندارند، تا مهدى حقیقى ظهور كند؛ از این رو دنبال منجى مى ‏گردند و عده‏ اى هم از این مسئله استفاده مى ‏كنند و با كمك دیگران، براى رسیدن به هدف خود، مدعى مهدویت مى‏ شوند؛ مثل گروه‏ها و فرقه‏ هایى كه در شمال آفریقا به وجود آمدند؛ كه به تفصیل هر كدام را معرفى خواهیم كرد.
گاهى برخى از عوام هم از روى دشمنى، به رویارویى اسلام برخواسته و با ایجاد هرج و مرج و سوء استفاده از اوضاع پریشان، تكیه بر كرسى ریاست زده‏اند. اینان گاهى آلت دست استعمارگران خارجى و عامل اجراى اهداف شوم آنها مى ‏شوند و ضمن خوش خدمتى به آنها، خودشان هم با جمع كردن مریدانى، با اعتقادات خاص، مدعى مهدویت و الوهیت مى ‏شوند؛ مانند بابیه، بهائیه و قادیانیه. این گروه با سیاست گام به گام، ابتدا ادعاى بابیت از ناحیه مهدى حقیقى كرده و بعد از این كه مریدانى به دست آورده‏اند، ادعاى مهدویت را مطرح و گسترش داده‏ اند.
برخى به هواى ریاست، از طریق سوء استفاده از احادیث مربوط به مهدى موعود(عج) و تحریف آنها و فریب دادن افراد ساده لوح، مدعى مهدویت و مقام امامت شده و از جهل عوام و نادانى مردم ظاهربین و بى‏بصیرت، براى جاه‏ طلبى و دنیاپرستى خود و رسیدن به هدف عادى و دنیوى خود، از عقاید پاك و بى‏آلایش مردم بهره ‏بردارى نموده‏اند و باعث تفرقه، جدایى و انحراف مردم از اسلام شده‏اند، مانند فرقه كیسانیه.
گروهى هم كه درست مطالب مهدویت براى آنها هضم نشده، به سوى عده‏ ایى مى‏ رفتند كه حتى خودشان هم ادعاى مهدویت نداشته ‏اند و از این ادعا بیزارى مى‏جستند؛ ولى با همه این اوصاف، گروهى از روى نادانى، به خاطر شدت گرفتارى یا با انگیزه غلو و شاید هم با عجله، مى‏ گفتند او امام مهدى مى ‏باشد؛ مثل فرقه سبائیه و برخى فرقه ‏هاى دیگر، كه هر امام شیعى، در زندگى یا مرگ، از نظر یكى از فرقه‏هاى شیعى مهدى تلقى گردید و در مورد مرگ او گفته ‏اند كه دوباره باز خواهد گشت.
در مجموع، علل ادعاى دروغین مهدویت را مى ‏شود در چهار عنوان بیان كرد:
الف) سوء استفاده از شرایط به وجود آمده در عصر خفقان؛
مردمى كه تحت فشار حكومتى ظالم بوده‏ اند، به مجرّد نغمه‏ ى با عنوان مهدویت، با آن هم‏ساز شده و بدون تحقیق، شتابان مى ‏پذیرفتند. در این صورت، مدعى مهدویت، با استفاده ابزارى از نیاز مردم، پى اهداف دنیوى خود حركت مى‏ كند.
ب) كسب پیروزى بر دشمنان؛
گروهى هم با سعى و تلاش و ایجاد امید به پیروزى در پیروان خود و تقویت روحیه آنان و تكیه بر روایاتى كه مى ‏گوید: مهدى جهان را از عدل و داد پر مى كند، مدعى این مقام مهم مى ‏شدند.
ج) كسب منافع مادى؛
عده‏اى با ادعاى مهدویت، در پى جمع ‏آورى اموال مسلمین از بیت ‏المال بودند.
د) پشتیبانى برخى قدرتها از چنین ادعاهایى؛
حكومتها مدعى مى ‏شدند كه او مهدى است؛ آن وقت مهدى دروغین را مى‏ كشتند و اعلام مى‏ كردند كه مهدى از بین رفته و رفع نگرانى شده و دیگر خطرى حكومت را تهدید نمى ‏كند.(10)
حال با توجه به عوامل و انگیزه‏ هاى یاد شده، در این پژوهش، گروه‏ها یا فرقه‏ هایى كه مهدویت را به دروغ به یك امام یا غیر امام نسبت داده‏ اند؛ یا خود مدعى مهدویت شده‏ اند را نقد و بررسى مى ‏كنیم. این گروه ها را با توجه به ترتیب زمانى، به دو بخش تقسیم مى‏ كنیم.
بخش اول، فرقه ‏ها یا گروه‏ هایى كه قبل از امامت حضرت ولى عصر(عج) مدعى مهدویت شده‏ اند؛
بخش دوم، مدعیان و متمهدیان بعد از امامت حضرت ولى عصر(عج)؛
گرچه هر كدام از این گروه‏ ها به تفصیل در كتب ادیان و مذاهب یا كتاب هاى رجالى و تاریخى مورد بررسى قرار گرفته‏ اند؛ ولى به صورت دسته‏ بندى شده و یكجا مورد ارزیابى قرار نگرفته ‏اند. در این نوشته، این فرقه ‏ها با توجه به نگاه تاریخى دسته بندى و مورد بررسى قرار گرفته است.
ان شاءا... با معرفى این مدعیان فریبكار و فرقه ‏هاى دروغین مهدویت، مهدى موعود (عج) اصلى شناخته شود و سره از ناسره تفكیك شده و امامیه از تهمت ها و افتراها مبرا گردد.

منبع: مجله انتظار، شماره 8

نظر شما

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید