سه شنبه, 16 آذر 1395 ساعت 11:50

راه شناخت حجت الهی ، تکلم امام به همه زبان هاست

 

خصوصیتی که امام می فرماید هر که آن را نداشته باشد امام نیست . 

از جمله مواردی که موجب رسوایی احمد بصری میگردد و کذاب بودن این دجال بصره را بر طبق نص صریح روایات روشن میسازد، عدم آشنایی و تسلط وی در سخن گفتن به زبانهای متفاوت است .

 

در روایتی از ابی بصیر ، امام رضا علیه السلام در پاسخ به سوال از معیارهای شناخت امام چند خصوصیت را ذکر میفرمایند که از آن جمله قدرت تکلم امام به هر زبانی است و البته امام رضا علیه السلام در پایان کلام خود بر این مساله تاکید میکنند امام نه تنها به تمامی زبانها تسلط دارد بلکه به زبان هر جاندار و هر ذی روحی واقف و آگاه است و اگر کسی این خصال را نداشته باشد امام نیست.

 

أحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ بمَ يُعْرَفُ الْإِمَامُ

قالَ فَقَالَ بِخِصَالٍ أَمَّا أَوَّلُهَا فَإِنَّهُ بِشَيْ‏ءٍ قَدْ تَقَدَّمَ مِنْ أَبِيهِ فِيهِ بِإِشَارَةٍ إِلَيْهِ لِتَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةً وَ يُسْأَلُ فَيُجِيبُ وَ إِنْ سُكِتَ عَنْهُ ابْتَدَأَ وَ يُخْبِرُ بِمَا فِي غَدٍ وَ يكَلِّمُ النَّاسَ بِكُلِّ لِسَانٍ ثمَّ قَالَ لِي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أُعْطِيكَ عَلَامَةً قَبْلَ أَنْ تَقُومَ فَلَمْ أَلْبَثْ أَنْ دَخَلَ عَلَيْنَا رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ خُرَاسَانَ فَكَلَّمَهُ الْخُرَاسَانِيُّ بِالْعَرَبِيَّةِ فَأَجَابَهُ أَبُو الْحَسَنِ ع بِالْفَارِسِيَّةِ فَقَالَ لَهُ الْخُرَاسَانِيُّ وَ اللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا مَنَعَنِي أَنْ أُكَلِّمَكَ بِالْخُرَاسَانِيَّةِ غَيْرُ أَنِّي ظَنَنْتُ أَنَّكَ لَا تُحْسِنُهَا فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ إِذَا كُنْتُ لَا أُحْسِنُ أُجِيبُكَ فَمَا فَضْلِي عَلَيْكَ ثُمَّ قَالَ لِي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إنَّ الْإِمَامَ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ كَلَامُ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ وَ لَا طَيْرٍ وَ لَا بَهِيمَةٍ وَ لَا شَيْ‏ءٍ فِيهِ الرُّوحُ

فَمَنْ لَمْ يَكُنْ هَذِهِ الْخِصَالُ فِيهِ فَلَيْسَ هُوَ بِإِمَامٍ.

 

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 285

 

ترجمه: ابو بصير گويد: به حضرت ابو الحسن عليه السلام عرضكردم: قربانت گردم، امام بچه دليل شناخته شود؟ فرمود: بچند خصلت: اولش اينكه: چيزى از پدرش كه باو اشاره داشته باشد در باره‏أش پيشى گرفته باشد (مانند تصريح بر امامت و وصيت در باره او و سپردن علم و سلاح و ساير نشانه‏هاى امامت باو) تا براى مردم حجت باشد و از هر چه بپرسند فورا جواب گويد و اگر در محضرش سكوت كنند. او شروع كند و از فردا خبر دهد و به هر لغتى با مردم سخن گويد، سپس به من فرمود: اى ابا محمد! پيش از آنكه از اين مجلس برخيزى نشانه ديگرى بر تو مى ‏نمايانم.

 

طولى نكشيد كه مردى از اهل خراسان وارد شد و به لغت عربى با حضرت سخن گفت و امام عليه السلام بفارسى جوابش داد، مرد خراسانى گفت. قربانت گردم، بخدا من از سخن گفتن به لغت خراسانى با شما مانعى نداشتم جز اينكه گمان مى‏ كردم شما آن لغت را خوب نمى‏ دانيد، فرمود: سبحان اللَّه! اگر من نتوانم خوب جوابت گويم چه فضيلتى بر تو دارم؟!! سپس به من فرمود: اى ابا محمد: همانا سخن هيچ يك از مردم بر امام پوشيده نيست و نه سخن پرندگان و نه سخن چار پايان و نه سخن هيچ جاندارى،

پس هر كه اين صفات را نداشته باشد، امام نيست.

.

نظر شما

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید