دوشنبه, 16 مرداد 1396 ساعت 11:58

پاسخ استاد احمد عابدی به نامه یکی از طرفداران احمد الحسن بصری

پاسخ استاد احمد عابدی به نامه یکی از طرفداران احمدالحسن

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم، با تحیت و احترام و تشکر از وقتی که گذاشته اید و نامه ای مفصل مرقوم فرمودید.

شما خوب می دانید که 15 صفحه نامه ـ که همه مطالب آن قابل بحث و مناظره است ـ پاسخی بسیار طولانی و فرصتی مدید می طلبد، و لذا بهتر است که حضوری بحث شود. اما برای نمونه چند نکته از نامه شما را مورد اشاره قرار می دهم:

1_ حضرتعالی فرموده اید: «ای کاش درخواست حقیر را در خصوص استناد به ثقلین اجابت می فرمودید تا سریعتر به نتیجه می رسیدیم».

ظاهرا حضرتعالی فراموش کرده اید که در نامه اول خود چه چیزی نوشته بودید و سئوالات شما چه چیزی بوده است. و اگر توجه می کردید هرگز چنین درخواستی شما نداشتید. ثانیا حضرتعالی تصور کرده اید با مراجعه به قرآن یا عترت زود به نتیجه می توان رسید.

آیا می دانید که هم قدریه به قرآن مراجعه می کنند و هم مفوضه، هم شیعه و هم اهل سنت و هم خوارج. هم شیعه به عترت و سنت مراجعه می کنند و هم اهل سنت و هم زیدیه و هم اسماعیلیه و قرامطه. مگر فطحیه و واقفیه و خطابیه به قرآن و عترت مراجعه نمی کردند و آیا اختلافات آنان حل شد. مگر اخباریین و اصولیین هردو به ثقلین مراجعه نمی کنند؟ معنای حدیث ثقلین اینها نیست که حضرتعالی تصور کرده اید.

2_ حضرتعالی در مسأله شناخت پیامبر صلی الله علیه و آله و در مقام اعتراض به کلام بنده فرموده اید: «طبق چه سند روائی یا آیه قرآنی راه شناخت حجت خدا را علم غیب می دانید» و سپس مغالطاتی از مسأله جن و جفر و صوفیه را ردیف کرده اید. آیا حضرتعالی نمی دانید شناخت پیامبر بوسیله قرآن یا روایت دور صریح است و بطلان آن از بدیهیات عقلی؟!.

3_ فرموده اید: «بزرگترین دلیل یمانی ها وصیت رسول الله(ص) است».

وصیت رسول الله درست، اما چه ربطی به شما دارد. اگر مقصود شما این است که رسول خدا(ص) وصیت به 12 امام علیهم السلام کرده است این صحیح است اما چه ربطی به "یمانی" دارد. و اگر مقصود شما این است که رسول خدا وصیت به 12 امام(ع) کرده و ائمه علیهم السلام وصیت به یمانی کرده اند، این کذب محض است و نوعی سوء استفاده و عوام فریبی و تحریف دین. به عنوان مثال عرض می کنم اگر کسی بگوید رسول خدا(ص) وصیت کرده به علی بن ابی طالب علیه السلام مراجعه کنید و نام من علی بن ابی طالب است بنابراین رسول خدا وصیت کرده که به من مراجعه کنید و من وصی رسول خدا هستم، آیا شما اینها را می پذیرید؟

بر فرض که در چند روایت کلمه "یمانی" آمده است و امروز یک فرد مجهول الهویه ادعا می کند من یمانی هستم، شما چگونه می پذیرید که مراد از کلمه یمانی در روایت این شخص است ممکن است در طول تاریخ هزاران انسان پیدا شوند که نام آنها احمدالحسن یا محمدبن الحسن باشد آیا آنها نیز می توانند ادعا کنند که ما یمانی هستیم؟!!.

فرض کنید روایات کلمه یمانی را گفته باشد اما به چه دلیل می گویید این شخص همان یمانی است؟. آیا با چند خوابی که بیشتر به اضغاث احلام شبیه هستند می توان دین و اعتقادات را اثبات کرد؟

ثانیا چرا اینقدر مغالطه می کنید، من در نامه نوشتم: چه دلیلی داریم و کدام روایت می گوید یمانی وکیل امام زمان(ع) است. حضرتعالی در پاسخ نوشته اید: «در روایت امام باقر(ع) داریم که می فرماید:"یدعو الی صاحبکم" بسوی صاحبتان دعوت می کند». خواهش می کنم یکبار این متن خودتان را بخوانید . آیا شما با این اوهام و خیالات می خواهید برای خودتان دین درست کنید؟!. کجای کلمه یدعو به معنای نیابت و وکالت است؟! مگر هرکس که دعوت به چیزی م یکند نایب یا وکیل اوست. وقتی شما دوست خود را دعوت می کنید که بروید استخر آیا شما وکیل یا نایب استخر هستید؟! چرا اینگونه روایات را تحریف می کنید و با دین خود بازی می کنید و مردم را فریب می دهید.

ثالثا شما دین و اعتقاد خود را بر اساس و پایه روایتی قرار می دهید که ضعیف است و هیچ اعتباری ندارد. بنده عرض کردم این روایت ضعف سندی دارد. و شما در جواب فرموده اید: «اصلا علم رجال پایه اش بر اساس ظنّ و گمان است و یمانیون اصلا علم رجال را قبول ندارند». بنده وقتی این نوشته شما را خواندم به یاد گفته "سیدعلی محمد باب" افتادم که وقتی به او می گفتند سخنان و نوشته های شما از نظر ادبی اشکال دارد، او می گفت من صرف و نحو و ادبیات را قبول ندارم.

وقتی به یمانیون گفته می شود این مستندات شما ضعیف است، می فرمایید ما علم رجال را قبول نداریم. امروز شما می بینید تنها مدرک شما چند روایتی است که از نظر سندی نادرست و از نظر دلالت هم ربطی به مدعای شما ندارد، فوری مثل سید باب می گویید ما علم رجال را قبول نداریم. و اگر کسی بگوید آنچه را شما از این روایات استفاده می کنید خلاف لغت و ادبیات است می فرمایید ما لغت و ادبیات را قبول نداریم و شاید اگر کسی بگوید این حرفهای شما خلاف عقل است احتمالا می گویید ما عقل را قبول نداریم.

شما فرموده اید: اساس علم رجال بر ظن و گمان است. اولا بهتر است حضرتعالی مقداری درس بخوانید و تفاوت علم و علمی را فرابگیرید و اینقدر خلط مبحث نکنید. ثانیا چرا در مذهب یمانیون اینگونه دروغ و تهمت زدن جایز و عادی است؟.

شما نوشته اید: «خود شما هم قبول دارید که پایه علم رجال بر اساس ظن و گمان است». در حالیکه بنده هرگز چنین چیزی را قبول ندارم و این تهمت است و مطالبی که در مورد حدیث «من ادعی المشاهده...» فرموده اید نیز از این قبیل است.

... بنده نمی خواستم جواب این مغالطات را بنویسم اما به جهت فرمایش و احترام ... این چند جمله را نوشتم. و خدمت شما عرض می کنم اگر واقعا بدنبال حق و حقیقت هستید تشریف بیاورید بحث کنیم. و این بی ادبی ها را هم کنار بگذارید که نوشته اید «درخواست مناظره را بصورت مکتوب و با درج مدارک و سوابق علمی خود ارسال کنید». لااقل به احمدالحسن بگویید مقداری ادب به پیروان خود بیاموزد و ثانیا اینگونه تمام علمای شیعه را متهم به نفهمی نکند و یک مقدار شما تاریخ فتنه باب و بهاء را مطالعه کنید، تاریخ عبرت خوبی است ـ البته به شرط آنکه نگویید یمانیون تاریخ را قبول ندارند ـ چند صباح دیگر و با وفات احمدالحسن کذب این ادعاها روشن می شود آنوقت کسانی که با دین خدا بازی کرده و عده ای را منحرف کرده اند خود را در محضر عدل الهی و در برابر تاریخ و وجدان خود شرمنده خواهند یافت.

گرچه حضرتعالی در هیچکدام از نامه ها نه نام خود را می نویسید و نه امضاء می کنید و این حکایت از ... دارد اما بدانید در محضر خداوند نیازی به امضاء نیست.

احمد عابدی .7/ 5 / 1396

〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰

نظر شما

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید